خرید بک لینک

درباره سایت

... پائیز و دیگر

آخرین مطالب

امکانات وب

سارا... میای، ببینمت؟ + بلی.

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: پنجشنبه 13 بهمن 1401 ساعت: 19:20

من اگه کارتملیمم بیفته توی «اصفهان» برنمیگردم برش دارم. کلاه که جای خود!

۱۳۹۹/۰۹/۰۲ | 20:39

مهسا

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 10:46

مورینیو در پاسخ به خبرنگاری که گفت سیتی ۹۰ دقیقه توپ رو داشت، بیش از ۸۰ درصد مالکیت توپ، عنوان کرد: اونا میتونن توپ رو ببرن خونه، ولی این منم که ۳ امتیاز رو بردم / جام جم

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:26

قصۀ ناتمامیام که نویسندهاش، درگذشته. پرت شدهام به گوشهای... در آغوشی آرام نمیگیرم. به خلوتی راه نمییابم. با من کسی اشک نمیریزد.
تو اما در قصهای دیگر، مرجع تمام اوهایی. مصداقِ همذاتپنداریها. خوانده میشوی تو مدام، عمیق؛ میرسی به چاپ هزارم. نویسندهام هفت کفن پوسانده؛ وقتیکه تو قهرمان یک ملتی...

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:26

اسکرینشات میگیرم؛ از پیامهای یکتیکخورده، از اکانتهای شمارهسیونکرده، از استوریهای آدمهای حوصلهسررفته؛ ...که با من حرف میزنند، جوری که انگار سالها دلتنگم بودند؛ انگار که هزار هزاره، هزار هزاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 18:07

مثل امین حبیبی هستی؛ شاید فالوئرات زیاد نباشند، اما تیک آبی داری و همین نشوندهندهی اصالتاته.

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 18:07

فرقی نمیکنه در چه وضعیتی باشند، همیشه در حال غر زدن هستند.

لطفاً به اطراف خودت نگاه کن! پس چرا قدرشناس و شکرگزار نیستی؟

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 18:07

راستش در رابطه با موضوعی که قادر به بیانش نیستم، بهشدت احساس عذابوجدان میکنم. اما خوشحالم از اینکه در جهت جبران اشتباهی که از ابتدا هم نسبت بهش آگاه و با وجود این آگاهی، بیتوجه بودم، تونستم یک قدم بردارم. این حقیقتا برای من اُمیدوارکنندهست و به نظرم میتونه نشونهی شروع بهتری هم باشه.

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 18:07

اَه. با یه آدمهایی که نمیفهمند و فکر میکنند میفهمند، همکلام شی و نفهمند چی میگی. اَه. تو اگه شعور نوشتن داری، اول برو یاد بگیر «میخوای» رو «میخای» ننویسی، اونوقت به این مردم تذکر بده «معیار» بنویسند. این مردمم که ... جاهل...

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 18:07

نظرم به رصد خونهای هستش که ایشون درش زندگی میکردن و مال و مقامی هستش که ایشون برای خودشون و وابستگانشون میخواستن. یقهی جنازه رو بگیرید که چرا غیر از کنار هزینههای گزاف بهقصد ساخت زندگیهای فوقتجملاتی واسه خودشون، و صد نسل بعد از خودشون، واسهت گنبد و بارگاهی ساختن که نیازی بهش نداری؟

* غیر، از ...

+ پاسخی جامعتر از این به عکس مقایسهی حرم امام، و بیمارستانی به نام امامخمینی، که دربوداغون بود، نداشتم.

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 18:07

گویا مسافران اتوبوس چون مقیم کانادا، فارغالتحصیل شریف و مسافر هواپیما نبودهان، لایق توجه و تأثر هم نیستن. البته شاید هم زمان با رو کردن مصیبتهای پیدرپی و بیامان، فرصت باور اتفاقات تلخ و همچنین عزاداری رو از ما گرفته.

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 23:36

بابا خیلی دلنازکه... باورنکردنیه. واقعا از خدا میخوام هیچوقت ناخواسته نرنجونمش... کاش دلش همیشه خوش باشه بهم... همین...

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 23:36

بیشتر برقیها فکر میکنن مثلا عمرانیها برق (همون دانشگاه) رو نمیآوردن... به ولله میآوردیم! :)

با این طرز فکر مخرب روح و روان چه میشه کرد؟

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

یه حس غروری همیشه همراهم بوده که مجبورم کرده جوری رفتار کنم که انگار این منم که نمیخوام وارد رابطهی دوستانهای بشم (منظورم جنس مخالف نیست) ، درحالیکه اینطور نبوده... حس درونیم وقت روبهرویی با حقیقت، نابودم میکنه...

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:05

من پُرخوراک نیستم. حتی یکم. :) میوه توی خونهی ما زود تموم نمیشه. بعضاً میره خراب شه و دمِ خراب شدن، خورده میشه... من بیشتر از دو یا نهایتاً سه تیکه از یه پیتزا نمیتونم بخورم... وقتیم بعد از همون نوشابه میخورم، میگم: دیگه دارم میترکم. :( :))))) من اگه یه روز عصر برم بیرون و یه بستنی سبدی بخورم، دیگه میل به شام نخواهم داشت... :))) یه پُرس غذا هم واسه دوتا ناهارم بسه... :) همه اینا رو گفتم تا نهایتاً بگم که... با اینوجود، شاید اُمید به یخدربهشت اینروزا بتونه زنده نگهم داره... :))

برچسب: نویسنده: یوسف زارعیان تاريخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:40

صفحه بندی