- تاریخ: 1401/11/13 ساعت: 19:20
سارا... میای، ببینمت؟ + بلی.
1237 - تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 10:46
من اگه کارتملیمم بیفته توی «اصفهان» برنمیگردم برش دارم. کلاه که جای خود! ۱۳۹۹/۰۹/۰۲ | 20:39 مهسا
1047 - تاریخ: 1399/9/14 ساعت: 21:26
مورینیو در پاسخ به خبرنگاری که گفت سیتی ۹۰ دقیقه توپ رو داشت، بیش از ۸۰ درصد مالکیت توپ، عنوان کرد: اونا میتونن توپ رو ببرن خونه، ولی این منم که ۳ امتیاز رو بردم / جام جم Let's block ads! (Why?)
1048 - تاریخ: 1399/9/14 ساعت: 21:26
قصۀ ناتمامیام که نویسندهاش، درگذشته. پرت شدهام به گوشهای... در آغوشی آرام نمیگیرم. به خلوتی راه نمییابم. با من کسی اشک نمیریزد.تو اما در قصهای دیگر، مرجع تمام اوهایی. مصداقِ همذاتپنداریها. خوانده میشوی تو مدام، عمیق؛ میرسی به چاپ هزارم. نویسندهام هفت کفن پوسانده؛ وقتیکه تو قهرمان یک ملتی... Let's bl...
837 - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 18:07
اسکرینشات میگیرم؛ از پیامهای یکتیکخورده، از اکانتهای شمارهسیونکرده، از استوریهای آدمهای حوصلهسررفته؛ ...که با من حرف میزنند، جوری که انگار سالها دلتنگم بودند؛ انگار که هزار هزاره، هزار هزا
838 - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 18:07
مثل امین حبیبی هستی؛ شاید فالوئرات زیاد نباشند، اما تیک آبی داری و همین نشوندهندهی اصالتاته.
840 - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 18:07
فرقی نمیکنه در چه وضعیتی باشند، همیشه در حال غر زدن هستند.لطفاً به اطراف خودت نگاه کن! پس چرا قدرشناس و شکرگزار نیستی؟
842 - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 18:07
راستش در رابطه با موضوعی که قادر به بیانش نیستم، بهشدت احساس عذابوجدان میکنم. اما خوشحالم از اینکه در جهت جبران اشتباهی که از ابتدا هم نسبت بهش آگاه و با وجود این آگاهی، بیتوجه بودم، تونستم یک قدم بردارم. این حقیقتا برای من اُمیدوارکنندهست و به نظرم میتونه نشونهی شروع بهتری هم باشه.
845 - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 18:07
اَه. با یه آدمهایی که نمیفهمند و فکر میکنند میفهمند، همکلام شی و نفهمند چی میگی. اَه. تو اگه شعور نوشتن داری، اول برو یاد بگیر «میخوای» رو «میخای» ننویسی، اونوقت به این مردم تذکر بده «معیار» بنویسند. این مردمم که ... جاهل...
847 - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 18:07
نظرم به رصد خونهای هستش که ایشون درش زندگی میکردن و مال و مقامی هستش که ایشون برای خودشون و وابستگانشون میخواستن. یقهی جنازه رو بگیرید که چرا غیر از کنار هزینههای گزاف بهقصد ساخت زندگیهای فوقتجملاتی واسه خودشون، و صد نسل بعد از خودشون، واسهت گنبد و بارگاهی ساختن که نیازی بهش نداری؟* غیر، از ...+ پاس...
- تاریخ: 1398/10/25 ساعت: 23:36
گویا مسافران اتوبوس چون مقیم کانادا، فارغالتحصیل شریف و مسافر هواپیما نبودهان، لایق توجه و تأثر هم نیستن. البته شاید هم زمان با رو کردن مصیبتهای پیدرپی و بیامان، فرصت باور اتفاقات تلخ و همچنین عزاداری رو از ما گرفته.
بابا ❤ - تاریخ: 1398/10/25 ساعت: 23:36
بابا خیلی دلنازکه... باورنکردنیه. واقعا از خدا میخوام هیچوقت ناخواسته نرنجونمش... کاش دلش همیشه خوش باشه بهم... همین...
هوم... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:05
بیشتر برقیها فکر میکنن مثلا عمرانیها برق (همون دانشگاه) رو نمیآوردن... به ولله میآوردیم! :)با این طرز فکر مخرب روح و روان چه میشه کرد؟
... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:05
یه حس غروری همیشه همراهم بوده که مجبورم کرده جوری رفتار کنم که انگار این منم که نمیخوام وارد رابطهی دوستانهای بشم (منظورم جنس مخالف نیست) ، درحالیکه اینطور نبوده... حس درونیم وقت روبهرویی با حقیقت، نابودم میکنه...
یخدربهشت... - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 12:40
من پُرخوراک نیستم. حتی یکم. :) میوه توی خونهی ما زود تموم نمیشه. بعضاً میره خراب شه و دمِ خراب شدن، خورده میشه... من بیشتر از دو یا نهایتاً سه تیکه از یه پیتزا نمیتونم بخورم... وقتیم بعد از همون نوشابه میخورم، میگم: دیگه دارم میترکم. :( :))))) من اگه یه روز عصر برم بیرون و یه بستنی سبدی بخورم، دیگه ...
[ از این صندلی چوبیا :)) ] - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 12:40
من اگه صندلی داغ بذارم، یحتمل نود درصد جوابهام #نمیدونم خواهد بود. :)
#خوشحال_بودن | #خوشبخت_بودن - تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 8:14
از دیشب هر چهقدر فکر میکنم که کِی و کُجا احساس کردم که عمیقاً و از ته قلبم خوشحال و خوشبختم، به نتیجهای نرسیدم... حقیقتاً غمانگیزه... من مشکل لاینحلی توی زندگیم نداشتم؛ حتی میشه گفت خیلی جاها هم آروم بودم... اما خوشحال بودن، نمیدونم... اینروزا انگار یه چیزی رو گُم کردم... خستهام بشنوم، بخونم، حرف بز...
چهجوری... - تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 8:14
جدی جدی مگه اینجا ایران نیست؟ انگار که من دخترک سادهای از چند قرن پیشم که روحم در اونزمان جا گذاشته شده و توی یک جسم از قرن بیست و یکم زندگی میکنه...
احساس ناخوشآیند ترس - تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 8:14
از اینکه کسی رو ببینم یا اینکه کسی ببینتم، میترسم... باورنکردنیه... دارم از نگاهها فرار میکنم... از جاهای شلوغ... همهچی...
چشمها - تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 8:14
به چشمها نگاه میکنم و به برقهاشون و فکر میکنم به خودم...

برچسب‌های مرتبط

13 hours | 13th amendment | 14th amendment | 13 colonies | 1 gbp to eur | 10 commandments | 21 savage | 2017 calendar | 2016 calendar | 270 to win