
xa0حالم گرفته ست... بیشتر از اون چه که فکرش رو بکنی.حس میکنم هیچی نمیتونه خوشحالم کنه. از ته دل... شاید هم نه، میتونه. ولی نیست... تنهام و این که برای فهم این درد و تسکین اش، کسی محرم نیست... یا اگر که هست، مرهم نیست. ...
ادامه مطلب
لحنم فکر کنم، گاهی یکم تنده!همین شاید خیلی وقتا، اذیت کرده یه عدّه رو و خودم هم نفهمیدم؛ چون اصلاً قصد آزار و رنجوندن و ... رو نداشتم و حتّی این احتمال اون لحظه به ذهنم هم نرسیده؛xa0بعضی وقتا هم دیر فهمیدم شاید... بعد اگر فرصت عذرخواهی بوده و صلاح دیدم، گفتم ببخشید... یه وقتایی هم نمیشده بگم ببخشید......
ادامه مطلب
من ... من تنهاییِ تو رو نفهمیدم... ببخش من رو......
ادامه مطلب
من از عهدِ ... من از عهدِ آدم تو را دوست دارم از آغازِ عالم تو را دوست دارم چه شبها من و آسمان تا دمِ صبح سرودیم نمنم، تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی، نه خواب و خیالی من ای حسِ مبهم تو را دوست دارم قیصر امین پور + من رو تنها نگذار، لطفاً، هیچ وقت......
ادامه مطلب
من هم ... من هم دوستت داشتم، تنها دلیلِ بی خبر رفتن ام این بود؛ ترسیدم......
ادامه مطلب